❤❤یادم تورا فراموش ❤❤
♥" عـــاشقــی تـــا اطــلاع ثـــانــوی ممنـــــوع " ♥♥
شاید فردا بمیرم
شاید فردا دگر من نباشم شاید فردا دگر از من بگریزی شاید فردا مرا دوست نداشته باشی شاید اصلا فردایی دیگر وجود نداشته باشد شاید از غم دوری تو ......... به خواب روم و هرگز بیدار نشوم پس بگذار به امید فردا نباشم و با تمام وجود بگویم دوستت دارم صدایــِ خنده و آواز می آید . زکویــِ دلبرم امشب صدایــِ ساز می آید دلم بی وقفه می لرزد. نمی دانم چرا تنگ است و می ترسد؟ قدم لرزان به سویــِ کوچه می آیم دو دستم را به روی یکدیگر با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروســِ جشنــِ امشب کیست؟ صدایــِ همهمه با ورود شیخــِ عاقد میشود خاموش… صدایــِ شیخ می آید : عروس خانم وکیلم من؟ جوابم ده وکیلم من؟ صدایـــِ آشنایی بله می گوید و مردم یکصدا با هم مبارکـــ باد می گویند خدایـــِ من صدایــِ اوست!!! صدایـــِ آشنا از اوست!!! دلم در سینه می افتد برایــِ مدتی ساکت برایــِ مدتی خاموش صدایــِ نعره ام در کوچه می پیچید خدایــِ من مبارک نیست.مبارک نیست بگوئیدم دروغ است آنچه بشنیدم بگوییدم دروغ است آنچه فهمیدم نگار من عروســِ جشنــِ امشب نیست ولی ناگه صدایــِ نعره ام در ساز می میرد و داماد شاد و خندان از نگارم بوسه میگیرد فلک کور است زمین و آسمان کور است خدایــِ من! خدایـــِ مهربان من؟ چه کس گوید این سان، ساکت و آرام بنشینی؟ اگر مردم نمی دانند، تو کـــِ نادیده می دانی همین دختر کــِ امشب بله می گوید عروسی را کـــِ امشب عاشقانه ره به سویــِ حجله می پوید قسم می خورد عروســِ ماست عروســِ حجله گاهـــِ ماست کجا رفت عهد و پیمانش؟ کجا رفت آن قسم هایش؟ یعنی عهد و پیمان هیچ؟ وفا و عشق و ایمان هیچ؟ قسم ها اشکها، سوگندها، حتی خدا هم هیچ عجب دارم چرا یارب تو خاموشی؟ چرا بر خاطر این دل نمی جوشی؟ وگرنه کی خدا این صحنه را بیند و خاموش بنشیند؟ آهای مردم! شما هرگز نمی دانید عروسی را به سویـــِ حجله می رانید که تا دیروز نگارم بود، همین دیشب کنارم بود جهانم بود،تمام کشت و کارم بود در آغوشش قرارم بود بهارم بود نمی دانم چرا جغدان به رویـــِ بامــِ من امشب نمی خوانند مگر شومی تر از امشب چه می خواهند؟ پس چرا این آسمان امشب نمی بارد؟ پس چه می خواهد؟!؟ دلم رنجور و ویران است نگارم شاد و خندان است در و دیوارشان امشب چراغان است درون حجله گاهش بوسه باران است خدایا دگر جز مرگ هیچ نمی خواهم نمی خواهم نمی خواهم من امشب از خودم از عشق از این دنیا که هیچش اعتباری نیست بیزارم من امشب سخت بیمارم رفیقان باده بازآرید مرا تنهای تنها با غم و اندوه بگذارید az farda nefratt darammmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
کاش آندم که عشق را با تو زمزمه میکردم معنای بی تو بودن را نیز می آموختم کاش حادثه را میفهمیدم و در چشمانت لحظات تلخ آینده را احساس میکردم کاش به قلبم اجازه عشق آموختن را نمی دادم و کاش دریچه احساسم را به روی عشق تو میبستم ولی افسوس...افسوس که تو مرا نفهمیدی افسوس که تو رفتی و مرا با جو تنهایی رها کردی تو مرا تنها گذاشتی و رفتی بی انکه خبر از تنهای من داشته باشی تو میگفتی دوستت دارم آری ولی ای کاش دو رویی را از چشمانت میخواندم تو رفتی و تنهایم گذاشتی ولی من هنوز هم به دل ساده خود نوید خواهم داد.من هستم در انتظار تو......... کاش بیایی
سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی . . .
بهت گفتم با "دلم" بازي نكن! ببين... خرابش كردي! ديگه عاشق نميشه!!!
مهربانم همــــیشه منتظرت می مانم تا یک روزبیایی وآرامش بگیرم حتی اگر بمیرم بازهم روحم را به پروازدر می آورم و به سویت پــــــروازمیکنم بـــهتــرینـم آرزو میکنم که هرجای دنیای خــدا وبا هرکه هستی شاد باشی تورا به خدا میسپارم وهمیشه منتظرت می مانم به امید دیدار
هیچکس درکم نکرد هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست تا
کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ، تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت ، تا
به کی با ضربه های درد باید رام شد ، یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد ،
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار ، خسته از این زندگی با غصه های بی
شمار
مرگ را حقیر می کنند عاشقان ، زندگی را بی نهایت ، بی آنکه سخنی گفته باشند جز چشمهایشان، فراتر از حریم فصول می میرند، بی نشان، در فصلی بی نام، بی صدا،ترانه می شوند در لبها، در اوج می مانند، همپای معراج فرشتگان، بی آنکه از پای افتاده باشند از زخمهایشان، عاشقان ایستاده می میرند ، عاشقان ایستاده می مانند.... ستمال كاغذی به اشك گفت: امروز بی توام آن روز که با تو بودم بی تو بودم امروز که بی توام با توام هر چند سرنوشت مرا تازیانه زد... به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت.
تاحالا شده من دل تو را بشکنم؟ من هم برای هزارمین بار به او دروغ گفتم: نه! هیچوقت تا مبادا دلش بشکند! نه می توانم خود را از تو پس بگیرم ، نه تو را پس بدهم تو مرا گرفته ای یا من تورا، نمی دانم! ولی می دانم عاشق همینم .
پای عشق که وسط می آید من را باید به فراموشی سپرد و از سر تا پا شد یک چیز؛معشوق و خواسته
هایش! آن وقت کوه کندن هم میشود کوچکترین
کار!! تو اگر مرد این راه نیستی دامن عشق را
لکه دار مکن
سیگار
هم کامش را که داد ، زیـر پا ،له اش
میکنیمسیگار
هم کامش را که داد ، زیـر پا ،له اش
میکنیم
دير يا زودبايد به دنبال خدا بگردي ، چرا حالا نه ؟
Sooner or later you have to seek
خدایا چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند عظمت و ژرفای تو را نمی شناسم فقط میدانم ... که معبود این دل خسته هستی و اگر دیده از من برگیری خواهم مرد ....
اسکار حق توست...تو مرا خوب فیلم کردی..!!i
"پا به پایم" که نیامدی... "سر به سرم" دیگر نگذار، که قولش را به بیابان دادم..! جديدا اسم خيانت شده يه اشتباه ...که بايد ببخشي و فراموش کني ...وگرنه محکوم ميشي به کينه اي بودن..
دلم میخواست بهانه ای باشی برای فراموش کردن همه چیز.. اما حالا.. میخواهم بهانه ای باشد برای فراموش کردن تو... روزگـار لَعنتــی ... هـــَـــــــــر سـازی کِـه زدی رَقصیـدمـ. بـی اِنصـاف یکبــار هَـم تـو بِـه سـاز مَـن بـِــرقــص ؛ ببین چه شوری میزند..! هیسسسسسس.. نوازشم كن! شده تا بحال دلتون واسه خودتون بسوزه من الان دقیقا همون حال رو دارم دیگــَر هــَوای بَر گرداندَنـت را نَدارم هــَر جا کـه دلــَت میخواهــَد بُرو ! فقط آرزو میکنــَم وقتــی دوباره هــَوای مَن به سـَرت زَد انقــَدر آســمانِ دلـَت بگیرَد کــه با هــزار شَب گریــهِ چشمانــَت باز هــَم آرام نـَـگیری ! دل است دیگر خسته میشود،بی حوصله میشود از روزگار،از آدمها از خودش از این قابها از اثبات از توضیح از کلماتی که رابطه ها رو به گند میکشد از این همه مهربانی کردن و نامهربانی دیدن از سنگ صـــبور بودن و آخر هم مهر سنگ بودن خوردن از زهر حرفایی که تا آخر عمر آدم را می آزارد. خسته ام.... از این که دیگر توان قوی ماندن نیست باید بروم گوشه ای شاید آرام بگیرم شاید...
دیــگــهــ هـمـهــ چــی تـمــومـهــ اَز دنــیـاتــــ مــیرم
چــشــام اَزتـــ ســیــرهــ نـگــامــو اَز تـــو مــیــگــیرم

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست
ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست
در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه،هی “من عاشقت هستم” شکست
بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند
دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکستعشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست
وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست …![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
قطره قطرهات طلاست
یك كم از طلای خود حراج میكنی؟
عاشقم
با من ازدواج میكنی؟
اشك گفت:
ازدواج اشك و دستمالِ كاغذی!
تو چقدر سادهای
خوش خیال كاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله میشوی
چرك میشوی و تكهای زباله میشوی
پس برو و بیخیال باش
عاشقی كجاست!
تو فقط
دستمال باش!
دستمال كاغذی، دلش شكست
گوشهای كنار جعبهاش نشست
گریه كرد و گریه كرد و گریه كرد
در تن سفید و نازكش دوید
خونِ درد
آخرش، دستمال كاغذی مچاله شد
مثل تكهای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرك و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاك بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمالهای كاغذی
فرق داشت
چون كه در میان قلب خود
دانههای اشك كاشت.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
![]()


![]()
![]()
GOd، Why not now ?
![]()
![]()
![]()
![]()
چیزی نگو!
صدای نفس هایت را بیشتر از دروغ هایت دوست دارم..
نترس، تنهاييام واگير ندارد
خدایا....
چرا تا زنده ایم روانمان را شاد نمیکنی؟؟؟
همینکه مردیم شادروانمان میکنی؟؟؟
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
| پیچك دات نت قالب جدید وبلاگ |
































































